تبليغاتX
خودکار مشکی و کاغذ کاهی - پنجره هایمان
دل نوشته
پنجره هایت را می شویی -هر روز-

و صبح به صبح بازشان می کنی

تا ببینی آمدنش را.

پنجره هایم را تیره کردم -شبی-

و پرده هایش را بستم.

دیگر پنجره نیستند

و دیگر تو نخواهی آمد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 21:57  توسط ن.ز.  |